|
offو عکس وهمه چیز....
|
|
من از ركود عشق در خروشم اگر دروغ ميگم بزن تو گوشم
تو قلب هيچكي عشق بي ريا نيست حجب و حيا تو چشم آدما نيست كشته دلبرندو ارتباطش فقط براي برخي از نكاتش پرنده پر كلاغ پر صداقت از وجود آدما پر دلا قسم بخور كه مردي كه ديگه گرد عاشقي نگردي ما توي صحبت رك و راستيم داداش عشق اگه اينه ما نخواستيم داداش حالا كزاوي به شما ارزوني عشق ريايي به شما ارزوني اينا كه من ميگم همش شعاره عشق و محبت شاخو دم نداره مهم فقط نحوه ارتباطه اينكه اين همه سرش بساطه نازو ادا هميشه بوده جونم حجب و حيا هميشه بوده جونم آدمو تو فكرو خيال گذاشتن وقت قرار آدمو غال گذاشتن وعده اينكه من زن تو ميشم وصله چاك پيرهن تو ميشم حر فاي داغ و پخته و تنوري چه از طريقه نامه يا حضوري با اون همه قدو ايالتو قربون با اون همه قولو قرار پيمون كه با من غمزده داشتي رفتي تو كوچتون باز منو كاشتي رفتي چقدر وعدهاي بي سرانجام چقدر توي كوچه عرض اندام چقدر حرفاي عاشقانه چقدر آه و ناله شبانه چقدر گريه هاي توي پستو چقدر وصف خالو خط ابرو خلاصه عشقو عاشقي همين هست اما تو تعريفش هميشه دعواست اين روزا عمر عاشقي دو روزه ان شا... پير عاشقي بسوزه بلا به دور از اين دلاي عاشق كه جمعه عاشق ندو شنبه فارغ گذاشته روي ميز من يه پوشه كه اسم عشقاي بنده توشه زري- پري- سكينه-زهره-سارا وجيحه و مليحه و ثريا نگين و نازي وشهين و نسرين مهين و مهري وپرند و پروين چهارده فرشته و سه اختر يه ليلي و دو اشرف و دو آذر درون اين ليست با عده اي آدم كه اسمشون يادت نيست گذشته دوراني كه ما يكي بود خدا و عشق و آدما يكي بود نامه مجنون به حضور ليلي ميرسه اينترنت يو ايميلي شيرين ميره ميشينه پيش فرهاد روي چمن تو پارك بهجت آباد تو كوچه دعوا ميشه و غوغا چهار تا يوسف سر يه زوليخا |
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387 توسط
احسان |
|
|
وقتي که از عشق مي خوندي
دستاي من رد سرد بود وقتي که گرمي دستات اون دستاي سردو فشرد سردي از اين دلمم رفت ديگه سرما جا نداره بي تو دنيا سردو تاره رنگ خوشبختي نداره بي تو اين شباي تاريک نور مهتابي نداره بي تو يک لحظه نميشه غشق و حس کرد زندگي کرد ديگه اين زندگي سرد طاقت سرما نداره گرماي وجود تو زندگي و گرم ميکنه هروزو هر شب عمرم با اميد سر ميکنه |
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 توسط
احسان |
|
|
گر تو چون لطف کني زندگي ميگذرد
واپسين لحظه ها زندگي در گذر است زندگي دل شاد است وانگه ان چشم که بينا باشد زندگي سرشار از زندگي لبريز از زندگي زهر عسل واي اين جمله ز چه مي ايد؟ ناگه ان ابر سياهي انداخت بر سر چه؟ زندگي لرزيد از اين همه دشواري ما چرا بگريزيم زان زاين بيداري؟ ما چرا در گذريم؟ ما چرا ميگذريم؟ زندگي در گذر است. |
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387 توسط
احسان |
|
|
atal matal ye morche/ ghadam mizad to kooche/ oomad ye kafshe velgard/ paye oono lagad kard/ morcheye pa shekaste/ rah nemire neshaste/ ba bargi pasho baste/ nemitoone kar kone/ dooneharo bar kone/ to loone anbar kone/; morche jonam to mahi/ eib nadare siyahi/ khoob beshe pat elahi...
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 توسط
احسان |
|
|
ترجمه شعر اتل متل توتوله به انگليسي:
How's Hassan's Cow? she doesn't have neither milk nor tits. They took her milk to India. Marry a Kurdish Woman. Name her amghezy...Around her hat reddish. Aachin and Vaachin cross one of your legs |
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387 توسط
احسان |
|
|
بگین بمیر میمیرم / بخواین به پاش میشینم / تورو خدا نگیرین اونو از من
(اسم) ای گله من / تمام هستی من / نمیزارم بگیرن تو رو از من / بگین بمیر میمیرم / بخواین به پاش میشینم / تورو خدا نگیرین اونو از من مگه عاشق نبودین / که دردم و بدونین / گناه من چیه؟ دوسش دارم همه بدونین عشقم یه عشق پاکه / که واسه عشقش هلاکه / اگه این جرمم از این چه باکه آخه اون تنها عشقمه / اون تنها امیدمه / زندگی رو به پاش میدم / نخواین ترکش کنم که میمیرم غصه نخور عزیزم / نبینم اشکات بریزن / اونا واسم عزیزآ / نزار اینجور بریزن کسی نمیتونه تو رو / ازم بگیره (اسم)م / فقط بگو باهام میمونی من خیلی تنهام تو اینو میدونی / تو اینو میدونی |
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 توسط
احسان |
|
|
كامپيوتر براي چت • چت روم براي كاربران جديد • دختر 10 عدد براي پسران بيكار • پول كارت اينترنت بايد بدهيم • پول تلفن جدا • و ديگر هيچ
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 توسط
احسان |
|
|
يک شب خوب تو آسمون يک ستاره چشمک زنون خنديد و گفت : کنارتم تا آخرش تا پاي جون .... ستاره ي قشنگي بود آروم و ناز و مهربون .... ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون .... اما زياد طول نکشيد عشق من و ستاره جون !!! ماهه اومد ستاره رو دزديد و برد نا مهربون .... ستاره رفت با رفتنش منم شدم بي همزبون ...!!! حالا شبا به ياد اون چشم مي دوزم به آسمون.
ازسینا |
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 توسط
احسان |
|
|
شب مهتابی/ندا میده دافی/بیا بریم پارتی/باهم برقصیم, لاتی/امشب داریم عجب ما, سور و ساتی/....
منتظره ادامه این شعر باشید!!!!!!!!!! |
|
+
نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387 توسط
احسان |
|
|
درذهن نیافرینمت میمیرم ازشاخه اگرنچینمت میمیرم
ای عادت چشمانه بی حوصله ام یه روز اگر نبینمت میمیرم. از:3jokes
|
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 توسط
احسان |
|
| درباره وبلاگ |
|
سلام. |
| پيوندها |
|
.:: تمام عکس ها ::. |
| موضوعات |
| نوشته هاي پيشين |
|
بهمن 1387 |
| لوگوی دوستان |
| امکانات |
|
|
| لوگوی وبلاگ |
|
|
| طراح قالب |
|
|
POWERED
BY
BLOGFA
designer RezaRahbar